برنامهای که شما هماکنون وارد آن شدهاید سیستم عامل شبدیکس نام دارد. شبدیکس یک پخش (Distribution) گنو/لینوکس است که تفاوتهای عمدهای با پخشهای معمول گنو/لینوکس دارد. مهمترین تفاوت آن این است که این پخش، یک سیستم عامل زنده است، بدان معنی که نیازی به نصب آن نمیباشد. برای اجرای آن تنها لازم است که CD را داخل رایانه قرار داده و رایانه را روشن نمایید. سپس رایانه را از روی CD ROM آغاز کرده و منتظر آماده شدن سیستم عامل بمانید.
شبدیکس سختافزارهای رایانهی شما را به طور خود کار شناسایی کرده، و بدون نیاز به رابطه با کاربر، سیستم عامل را آغاز میکند. سپس محیط گرافیکی گنو/لینوکس که X Window System نام دارد را بارگذاری کرده و یک سیستم آماده برای استفاده را در اختیار شما قرار میدهد. تمامی این پروسه بدون نیاز به دیسک سخت رایانه شما انجام میپذیرد، و در نتیجه سیستم عامل فعلی روی رایانه شما دست نخورده باقی میماند. پس از اتمام کار با شبدیکس میتوانید از آن خارج شوید، CD را از CD ROM در آورده و همانند سابق وارد سیستم عامل نصب شده بر روی رایانهتان شوید. بدین شکل، شبدیکس روی رایانههای بدون دیسک سخت نیز اجرا میشود. البته با استفاده از نصاب شبدیکس میتوان شبدیکس را در صورت لزوم بر روی دیسک سخت نصب کرد.
شبدیکس در حال حاضر بر روی سیستم عاملی به نام Knoppix بنیان نهاده شده، که آن خود بر پایهی Debian GNU/Linux ساخته شده است.
شبدیکس به عنوان یک سیستمعامل زنده میتواند کاراییهای متفاوتی داشته باشد و میتواند پس از نصب حتی جایگزین یک سیستمعامل معمولی نیز بگردد. هدف ما از ساخت شبدیکس، در مرحلهی اول نشان دادن فارسیKDE بوده است. هنگامی که ما محیط KDE را ترجمه کردیم، متوجه شدیم که بسیاری از کاربران، تا زمانی که فارسیKDE را با چشم نبینند، حاضر به نصب آن بر روی رایانهشان نخواهند بود. در عین حال، بسیاری از ما تقاضا میکرند که نسخهای از فارسیKDE را به آنها نشان دهیم، و این امر مستلزم آن بود که ما هر بار، گنو/لینوکس، KDE و یک سری نرمافزارهای دیگر را برای آنها نصب کنیم. با شبدیکس، انجام این امور دیگر لازم نمیباشد. شبدیکس راهی است که کاربران؛ گنو/لینوکس، KDE، و فارسی سازی آن را با سادگی و بدون نیاز به انجام هیچ عمل خاصی از نزدیک ببینند. پس از ملاحظهی شبدیکس، یک کاربر میتواند با اطمینان بداند که آیا از گنو/لینوکس و فارسیKDE خوشش میآید یا خیر. اگر جواب مثبت است (که ما امیدواریم اینگونه باشد)، این کاربر میتواند در بارهی نصب گنو/لینوکس بر روی رایانهاش تصمیم بگیرد.
البته شبدیکس و کلا سیستم عاملهای زنده، میتوانند کاربردهایی بسیار فراتر از صرفا 'نشان دادن' داشته باشند. از شبدیکس میتوان به عنوان یک سیستم نجات استفاده کرد. هنگامی که سیستمعامل شما دچار مشکلی شود که نتوانید وارد آن شوید، میتوانید وارد شبدیکس شده، دیسک سختتان را بر روی شبدیکس سوار (Mount) کنید، و سپس اقدام به رفع اشکال آن کنید. از شبدیکس همچنین میتوان در مدارس، و مراکز آموزشی استفاده کرد. این واقعیت که شبدیکس به هیچ عنوان خراب نمیشود، و آموزش بیننده هر بلایی که سر آن آورد، با یک آغاز مجدد رایانه، همه چیز به جای اول خود باز خواهد گشت؛ شبدیکس را تبدیل به ابزاری مناسب برای آموزش رایانه و برنامههای آن، در مراکز و مؤسسات آموزشی میسازد. کافینتها نیز به همین دلیل، میتوانند از شبدیکس استفادههای فراوانی ببرند. برای آموزش رایانه به کودکان و خردسالان نیز، میتوان از شبدیکس استفاده کرد. گروه LIGLUG در نظر دارد که در آینده، نسخهای از شبدیکس، حاوی برنامههای آموزشی را، صرفا با هدف آموزش رایانه به کودکان عرضه کند.
بالاگنو/لینوکس یک سیستم عامل است. احتمالا شما هماکنون سیستم عاملی روی رایانه خود دارید و میدانید که سیستم عامل، مهمترین برنامهی رایانه است که وظیفهی مدیریت سایر برنامهها، مدیریت سختافزار و ارتباط میان نرمافزار با سختافزار را بر عهده دارد. سیستم عامل شما ممکن است مایکروسافت ویندوز، نسخهای از داس، اپل مکینتاش، یا نسخهای از یونیکس باشد (سیستم عاملهای دیگری نیز وجود دارند). گنو/لینوکس یک سیستم عامل شبیه یونیکس است که هستهی آن توسط فردی با نام "لینوس توروالدس" که در اوایل دههی نود، دانشجوی دانشگاه هلسینکی فنلاند بود نوشته شد؛ و اولین نسخهی آن در سال ۱۹۹۱ انتشار یافت. سپس نرمافزارهایی که پروژهی "گنو" تهیه و تولید کرده بود، در کنار این هسته قرار گرفت، و سیستم عامل گنو/لینوکس را تشکیل داد. از آن جایی که بسیاری از نرمافزارهای مهم درون این سیستم، از محصولات پروژهی گنو میباشد نام صحیح این سیستم عامل "گنو/لینوکس" است.
گنو/لینوکس مزیتهای بسیاری نسبت به سایر سیستم عاملها دارد. به طور خلاصه میتوان نقاط قوت گنو/لینوکس را در امنیت بسیار بالا به دلیل وجود دیوارهی آتش در هستهی سیستم عامل و همچنین وجود لایههای امنیتی مختلف در آن، تعداد انگشت شمار ویروسهای رایانهای شناخته شده برای آن، پایداری بسیار بالا به دلیل طراحی درست هسته، بدین صورت که اشکال در یک نرمافزار باعث ناپایداری کل سیستم نمیگردد، سرعت بالای سیستم عامل، به دلیل در دسترس بودن کد متن برنامه، و در نتیجه امکان کامپایل برنامه برای یک سختافزار خاص، قیمت بسیار پایین آن، از آنجایی که خود سیستم عامل و اکثر نرمافزارهای آن به رایگان در دسترس میباشند؛ خلاصه کرد. لینوکس همچنین یک هستهی کاملا چند وظیفهای میباشد، و از سالها قبل از آنکه ویندوز به وجود آمده باشد و در زمانی که داس یک سیستم عامل تک وظیفهای بود؛ این سیستم توانایی اجرای چند وظیفه به صورت همزمان را داشت. لینوکس سیستمی چند کاربری است، و این مفهوم را به حد اعلای خود رسانده، زیرا چند کاربر، میتوانند از یک سیستم به طور همزمان و بدون دخالت در وظایف یکدیگر استفاده کنند. نسخهی فعلی هستهی لینوکس که نسخهی ۴/۲ است، توانایی بهرهوری از ۸ پردازنده را به صورت همزمان دارد، و این قابلیت در نسخهی بعدی آن به ۱۶ پردازنده خواهد رسید.
مهمترین برتری گنو/لینوکس، نسبت به سیستمعاملهای انحصاری آن است که این سیستم نرمافزار آزاد است. هیچ شرکت، دولت یا گروهی صاحب گنو/لینوکس نیست. شرکتها و گروههای بسیاری اقدام به تولید مجموعه نرمافزارهای خود، که "پخش" نام دارد کردهاند. تعداد دقیق پخشهای گنو/لینوکس مشخص نیست، اما آنچه که مسلم است آن است که بیش از ۲۰۰ پخش ثبت شدهی گنو/لینوکس وجود دارد. هر شخصی، با کمی دانش فنی و کمی وقت میتواند سیستم عامل گنو/لینوکس خودش را درست کند. با این وجود اکثرا افراد ترجیح میدهند که از پخشهای از پیش ساخته شده استفاده کنند. از معروفترین پخشهای گنو/لینوکس میتوان به دبیان (Debian) ، رد هت (RedHat) ، مندریک (Mandrake) ، زوز (SuSE) و جنتو (Gentoo) اشاره کرد.
شاید با دیدن شبدیکس، که سیستم عاملی زنده است، این سؤال برای بعضی پیش آید که آیا همهی گنو/لینوکسها همینگونهاند و بدون نصب اجرا میشوند و تنظیمات آنها ذخیره نمیگردد؟ جواب این سؤال منفی است. گنو/لینوکس هم همانند مایکروسافت ویندوز، و در حقیقت همانند تمام سیستمعاملهای دیگر بر روی دیسک سخت نصب میشود. در حقیقت، گنو/لینوکس تقریبا روی هر نوع سازهی رایانهای قابل نصب است. از سازهی IA32 که اکثر ما از آن استفاده میکنیم، و شامل پردازندههای Intel و AMD میشود، تا سازهی PowerPC (پردازندههای IBM و Motorola)، سازهی Sparc (پردازندههای Sun)، سازهی Alpha (پردازندههای HP)، و سازههای دیگری که ذکر آنها در اینجا ضرورتی ندارد. گنو/لینوکس همچنین میتواند به آسانی در کنار سایر سیستمعاملها از جمله مایکروسافت ویندوز، بر روی یک رایانه قرار گیرد. در این حالت شما یک رایانهی به اصطلاح Multi Boot خواهید داشت، و هنگام روشن نمودن رایانه، سیستمعامل مورد نظرتان را انتخاب کرده و وارد آن میشوید.
بالااز اواخر دههی ۶۰ میلادی که یونیکس، در آزمایشگاههای شرکت بل زاده شد، تا به امروز، این سیستم همواره به قدرت و پایداری مداوم معروف بوده است. در تمامی این سالها یونیکس بر روی رایانههای Mainframe و کارگزارهای پیشرفته حکمرانی کرده است. اگر یونیکس نبود، امروزه اینترنت وجود نمیداشت. TCP/IP، پست الکترونیکی، و بسیاری دیگر از قراردادها و برنامههایی که امروزه مورد استفادهی کاربران رایانه هستند، با یونیکس متولد شدند و رشد یافتند. اما، در تمام این دوران، استفاده از یونیکس هیچگاه برای کاربران معمولی رایانه آسان نبود. استفاده از یونیکس نیازمند دانش نسبتا بالای رایانه بود، و بر عکس ویندوز یا مکینتاش، محیط گرافیکی جذابی برای آن وجود نداشت. تلاشهای شرکتهایی همانند Wind River و NEXT Step نیز در راه ساده کردن یونیکس نتیجه نداد؛ این عوامل، جنگ یونیکسها با یکدیگر، و یک سری دادگاههای حقوقی از طرف شرکت AT&T دست در دست هم داده، گسترش یونیکس در بازار رایانههای خانگی را متوقف کرده و راه را برای ویندوز مهیا ساختند.
در این حال بود که پروژهی KDE در اواخر سال ۱۹۹۶ به وجود آمد. اهداف KDE عبارت بودند ازآماده سازی بستری مناسب برای نوشتن نرمافزار برای یونیکس و گنو/لینوکس؛ و فراهم کردن محیط گرافیکی جذاب برای ایستگاههای کاری یونیکس و گنو/لینوکس. KDE در ابتدا یک پروژهی عمدتا آلمانی بود، که به مرور زمان گسترش یافت و امروزه بدل به شبکهای از مهندسان نرمافزار معتقد به نرمافزار آزاد در سراسر جهان شده است. KDE که مخفف "K Desktop Environment" میباشد، با پیشرفت خیرهکنندهاش طی سالهای اخیر، تبدیل به تاج طلایی پروژههای نرمافزار آزاد گردیده است، به گونهای که جدیدترین نسخهی آن یعنی نسخهی ۱/۳ هم از نظر زیبایی و چشم نوازی، و هم از نظر قابلیت و کارایی با محیطهای ویندوز و مکینتاش رقابت میکند، و به اعتقاد بسیاری، حتی از آنها پیشی گرفته است.
محیط میزکار KDE شامل برنامهها و نرم افزارهای گوناگون و متنوعی میباشد. نرمافزارهای شبکه، برنامهی FTP ، پست الکترونیکی (KMail) و گفتگوی مستقیم (Kopete) ؛ نرمافزارهای گرافیکی و ویرایش تصویر (Kontour)، پخش موسیقی (noatun) ، پخش فیلم (!aKtion) و کار با دوربینهای دیجیتال (Kamera) و پویشگر (Kooka) و چاپگر (Kdeprint) ، نرمافزارهای مدیریت سیستم همانند مرکز کنترل، مرورگر صفحات وب (Konqueror) ، نرمافزارهای دورنما (KFax) ، طراحی صفحات وب (Quanta) ، محیط برنامهنویسی (KDevelop) ، تعدادی بازی (Kdegames) ، نرمافزارهای آموزشی (Kdeedu) ، و یک مجموعهی کامل نرمافزارهای اداری (KOffice) شامل واژهپرداز (KWord) ، صفحهگسترده (KSpread) ، نمایش KPresenter و بسیاری نرمافزارهای دیگر، محیطی کامل را برای کاربران فراهم کردهاند.
با توجه به سرعت پیشرفتی که KDE از خود نشان داده است، پیشبینی آیندهی آن کاری بس دشوار است. به تازگی دولت آلمان طی پروژهای با نام Kroupware ، اقدام به اضافه کردن پارهای امکانات به KDE کرده است. سایر دول اروپایی نیز همگی مشغول بررسی KDE میباشند. شرکت Apple برای ساخت مرورگر جدید خود به نام Safari ، از مرورگر Konqueror، استفاده کرده و پیشرفتهای خود به این مرورگر را در اختیار پروژهی KDE قرار داده است. همگی نشانهها بیانگر آن است که آیندهی درخشانی در انتظار این پروژه میباشد وسناریوی "یونیکس سخت است" دیگر صادق نیست. ترکیب KDE/لینوکس آمادهی فتح رایانههای رومیزی میباشد.
پروژهی فارسیKDE از آنجا شروع شد، که تعدادی عاشق گنو/لینوکس و نرمافزار آزاد متوجه شدند که در لیست زبانهای محیط گرافیکی محبوب آنها یعنی KDE، جای فارسی خالی است. در سال ۱۹۹۹، مدیر پروژهی فارسی KDE با مسؤلین KDE تماس گرفت و مشخص شد که KDE هنوز از زبانهای راست به چپ، مانند فارسی، پشتیبانی نمیکند. برنامهنویسان KDE در آن زمان به ما گفتند که با عرضهی نسخهی KDE ۳/۰، این پشتیبانی صورت خواهد گرفت. در آن زمان، ما با کمک تعدادی از دوستانمان، طرح صفحهکلید امروزی گنو/لینوکس را با پیروی از مصوبات شورای عالی انفورماتیک کشور طراحی کردیم، و همچنین به امر پشتیبانی زبانهای راست به چپ در KDE نیز یاری رساندیم. با عرضهی نسخهی ۰/۳ KDE در ماه می سال ۲۰۰۲، کار ترجمهی KDE شکل جدی به خود گرفت. در طول این ماهها، گروه کوچک ما، توانست که محیط KDE را ترجمه کند، و فارسی را به عنوان یکی از زبانهای KDE، وارد نسخهی ۱/۳ KDE کند. این نسخه که در ۲۸ ژانویه امسال عرضه شد، زبان فارسی را نیز به لیست بلند بالای زبانهای ترجمه شدهی خود افزود.
لازم به ذکر است که تا کنون تنها قسمت اولیه، یعنی پایهی KDE به فارسی ترجمه شده است. هر جند که خود همین پایه، شامل تعداد زیادی نرمافزار، و تقریبا مهمترین نرمافزارهای KDE میشود، اما هنوز تعداد بسیاری از نرمافزارهای KDE ترجمه نشده باقی ماندهاند، که ترجمهی آنها، از آنجایی که گروه کوچک ما تواناییهای محدودی دارد، نیازمند کمک بیشتر جامعهی نرمافزار آزاد ایران میباشد. ما در نظر داریم برای نسخهی ۲/۳ KDE، که قرار است در نیمهی دوم سال ۲۰۰۳ عرضه شود، تعداد بیشتری از نرمافزارهای KDE را ترجمه کرده، و همچنین سیستم تقویم جلالی (هجری شمسی) را به آن بیافزاییم.
نرمافزار با لوازم خانه، همانند میز، صندلی و یا سایر اشیای مصنوع تفاوتهای عمدهای دارد. مهمترین تفاوت نرمافزار آن است که همگان طریقهی ساخت و نحوهی کارکرد صندلی را میدانند، حال آنکه نحوهی ساخت و چگونگی کارکرد یک نرمافزار بدون دردست داشتن کد متن (Source Code) آن مشخص نمیباشد. شرکتهای رایانهای ما را وادار کردهاند که به نرمافزار نیز همانند اشیای مصنوع نگاه کنیم. آنها نرمافزارهایی را به ما میفروشند، که ما حق دانستن طریقهی کار آنها را نداریم، از آنجایی که کد متن نرمافزار در اختیار ما نمیباشد. ما حق نداریم ایننرمافزارها را بهبود بخشیم. ما حق نداریم این نرمافزارها را برای مصرف خودمان شخصیسازی کنیم. این وضعیتی است که نرمافزارهای انحصاری و غیر آزاد به وجود آوردهاند. وضعیتی که ما کاربران فقط حق استفاده از یک نرمافزار بدان گونه که سازندهی آن در نظر گرفته، را داریم.
در ابتدای پیدایش صنعت رایانه، در اواخر دههی ۵۰، ۶۰ و حتی اوایل دهه ۷۰ میلادی، دانشمندان آن زمان علم رایانه، ترسی نداشتند که کدشان را در اختیار دیگران قرار دهند. در آن زمانها، این دانشمندان، که پایهگذاران فنآوریهای امروز هستند؛ همگی در جهت اعتلای دانش جامعه تلاش میکردند و پیشرفت علم را به منافع شخصی خود ترجیح میدادند. با گشترش صنعت رایانه، عدهای در صدد آن برآمدند که بتوانند از این میان، تجارتهایی بسازند. اینها برخلاف نسل قبلشان، از در اختیار گذاشتن کدهای خود به دیگران امتناع ورزیدند، و کد را اسرار شخصی خود تلقی کردند. بدین ترتیب بود که به مرور زمان فرهنگ همکاری میان دانشمندان علوم رایانه از بین رفت؛ و شرکتهای رایانهای اقدام به عرضهی بستههایی سیاه به عنوان نرمافزار نمودند.
اما عدهای حاضر نشدند که این وضع را بپذیرند، و از دست رفتن آزادیهایشان در زمینهی نرمافزاری که خریدهاند را قبول کنند. از این جمله ریچارد استالمن یکی از متخصصین و برنامهنویسهای دانشگاه MIT بود. او که با چشم خویش، شاهد از دست رفتن آزادیهایش بود، تصمیم گرفت که به مبارزه با نرمافزارهای انحصاری بپردازد. وی در سال ۱۹۸۴، بنیاد نرمافزار آزاد را پایهگذاری کرد. هدف اولیهی این بنیاد، ساخت سیستمعاملی کاملا آزاد بود. برای این منظور پروژهی گنو تاسیس گردید. در آن زمان قرار شد که GNU مخفف GNU's Not Unix، سیستم عاملی شبیه یونیکس باشد، که بتواند تمامی قابلیتها و امکانات سایر یونیکسها را در اختیار کاربرانش قرار دهد. پروژهی گنو، بسیاری از برنامههای لازم برای ساخت چنین سیستمی را نوشت، و در سال ۱۹۹۱ با اضافه شدن هستهی لینوکس به سایر نرمافزارهای گنو، سیستمعامل گنو/لینوکس عملا قابل استفاده گردید.
در ابتدای تاسیس بنیاد نرمافزار آزاد، اکثر رسانههای جمعی، هدف این سازمان را خیالی واهی میپنداشتند. آنان میپرسیدند که "چگونه یک نفر به تنهایی میتواند سیستم عامل بنویسد؟" اما استالمن تنها نماند. در طول سالهای بعد، تعداد کثیری از کسانی که عقایدی مشترک با استالمن داشتند به او پیوستند، و پروژهی گنو تبدیل به پروژهای جهانی متشکل از خیل عظیمی برنامهنویس گردید و تبدیل به سمبلی برای سایر پروژههای نرمافزار آزاد شد. پس از آن دانشگاه برکلی تصمیم گرفت که نسخهای آزاد از سیستمعامل یونیکس خود با نام BSD را عرضه کند. این کار پس از مشکلات بسیار در سال ۱۹۹۴ انجام شد، و بازماندگان آن سیستم عامل، با نامهای Free BSD ، Net BSD و Open BSD امروزه همچنان سیستمهایی بسیار محبوب و با قابلیت میباشند. در ۱۹۹۲، پروژهی XFree 86 با هدف ساخت نسخهای آزاد از X Window System بنیان نهاده شد و چند سال بعد بنیاد آپاچی (Apache) ، نیز، که امروزه تولید کنندهی محبوبترین نرمافزار کارگزار وب در جهان است، شروع به کار کرد.
اما نرمافزار آزاد چیست؟ نرمافزار آزاد نرمافزاری است که کاربران آن مشخصا حقوق زیر را داشته باشند:
۰. آزادی در اجرای برنامه، برای هر مقصودی.
۱. آزادی مطالعه چگونگی کارکرد برنامه، و وفق آن با نیازهای خود. دسترسی به کد متن پیششرط این مورد میباشد.
۲. آزادی پخش مجدّد کپیهایی از برنامه تا بتوانید به همسایه خود کمک کنید.
۳. آزادی بهبود برنامه، و انتشار اصلاحات به عموم، تا تمام جامعه بهره برد. دسترسی به کد مرجع پیششرط این مورد میباشد.
در سال ۱۹۹۸، عدهای که عقیده داشتند واژهی نرمافزار آزاد مناسب نمیباشد، شروع به استفاده از واژهی باز متن کردند. تفاوت این گروه با طرفداران پروژهی گنو و نرمافزار آزاد در این است که به عقیدهی این گروه نرمافزار انحصاری اشکالی ندارد، اما نرمافزار متن باز صرفا بهتر است، حال آنکه به عقیدهی طرفداران نرمافزار آزاد، نرمافزار انحصاری غلط است و باعث عقب ماندن جامعه میگردد. گروهی نیز به تازگی برای آنکه خود را به هیچ یک از این کمپها نسبت ندهند، از عبارت Free/Libre Open Source Software یا FLOSS استفاده میکنند که مجموعهای از همهی واژههای توصیف کنندهی نرمافزار آزاد میباشد.
|
| |
|
| |
|
Web site comments to the webmaster | |
عنوان فارسي: هوش هيجاني Emotinal intellingence-EQ
عنوان لاتين:
تاريخ انتشار: ارديبهشت 1381
سمينار: دومين كنگره روانشناسي باليني ايران
مولف (مولفين): رباب حامدي كارشناسي ارشد روانشناسي باليني كارشناس مركز مشاوره دانشگاه علوم پزشكي تهران , ساير آثار
محل دستيابي: دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
چكيده: بهره هوشي به خوبي نمي تواند از عهده توضيح سرنوشت متفاوت افرادي برآيد كه فرصتها وشرايط تحصيلي مشابهي دارند.هوش تحصيلي(IQ) در فراز و نشيب هاي زندگي به تنهايي نميتواند آمادگي زيادي در افراد براي مقابله صحيح ايجاد كند و لزوماً تضمين كننده رفاه،شخصيت اجتماعي و يا احساس شادكامي در زندگي نيست.در واقع تنها 20% موفقيت افراد به IQ بستگي دارد.و بقيه آن بسته به هوش هيجاني و هوش اجتماعي است. هوش هيجاني (emotional intelligence) نوعي (Meta ability) است كه مشخص مي كند چگونه مي توانيم از ساير مهارتهاي خود از جمله بهره هوشي به بهترين صورت استفاده كنيم.يكي از امتيازات EQ به IQ بعد اكتسابي بودن آن است كه به راحتي قابل يادگيري ،تكامل،بهبود و اصلاح مي باشد. Salovey و Mayer نخستين تعريف رسمي از هوش هيجاني را در سال 1990 بدينصورت منتشر كردند:((توانايي شناسايي هيجانهاي خود و ديگران و تمايز بين آنها و استفاده از اين اطلاعات براي هدايت تفكر و رفتار فرد.)) جايگاه EQ در انسان،آميگدال واقع در قسمت بالاي ساقه مغز و نزديك به انتهاي حلقه ليمبيك است.آميگدال بعنوان مخزن خاطرات هيجاني عمل مي كند،در واقع هيپوكامپ صرفاً حقايق را به خاطر مي سپارد و آميگدال چاشني هيجاني آن حقايق را در خود نگه مي دارد. گلمن (Golman) ،5 اصل را براي هوش هيجاني در نظر مي گيرد كه عبارتند از :شناسايي هيجانات خود،توانايي مديريت هيجانات در موقعيتهاي سخت،خودانگيزي (motivating) ،توانايي شناسايي هيجانات و احساسات ديگري،كنترل روابط بين فردي. با ارزيابي EQ مي توان ميزان موفقيت هاي فرد را در زندگي فردي و اجتماعي پيش بينيكرد.براي ارزيابي EQ و پنج بعد در نظر گرفته مي شود كه عبارتند از:رستني (پختگي)،دلسوزي،رعايت اصول اخلاقي،اجتماعي بودن،احساس آرامش.يكي از فعال ترين پژوهشگران ر انيزمينه ear-on است كه پرسشنامه خودسنجي هوش هيجاني را مطرح نموده است.اين پرسشنامهداراي 5 مقياس و 15 خرده مقياس است. پژوهشها ثابت كرده است آموزش مهارتهاي هيجاني و اجتماعي كه تعبيري تقويت هوش هيجاني است.نقش بسزايي در موفقيت زندگي و پيشرفت تحصيلي فرد دارد.از نظر باليني بعنوان مثال براي تاثير تقويت EQ در كاهش مشكلات بيمار مي توان از رفتارهاي acting out نامبرد.در شرايط acting out افراد هيجانات خود را بدون تامل ابراز مي دارند و يا به خاطر هيجان ابزار نشده عكس العمل افراطي نشان مي دهند.بنابراين شناسايي هيجانها و برقرار كردن ارتباط با احساساتشان مي تواند در تعديل رفتار آنها موثر واقع گردد
یکی از پدیدههایی که در دهه اخیر مورد استقبال زیادی قرار داشته است، پدیدهی هوش هیجانی بوده است، که دلیل این امر توانایی فرضی هوش هیجانی بالاتر در حل بهتر مسایل، کاستن از میزان تعارضات بین آنچه که انسان احساس میکند با آنچه که فکر میکند- یا همان تقابل قدیمی «عقل» و «دل» - و مشاهده زندگی شاد و موفقیتآمیز کسانی بوده که از تحصیلات عالی برخوردار نیستند ولی به دلیل هوش هیجانی بالا به این خوشبختی دست یافتهاند. پژوهشهای متعددی نشان داده که هوش هیجانی میتواند سبب افزایش میزان سلامتی، رفاه، ثروت، موفقیت و عشق و شادی گردد.
هرچند هوش هیجانی با هوش شناختی IQ ارتباط دارد ولی از لحاظ مفهوم نظری و عملکرد، کاملاًٌ با آن تفاوت دارد. مولفههای هوش هیجانی به قرار زیر است:
۱- درون فردی: شامل خود شکوفایی، استقلال و خود آگاهی عاطفی.
۲- بین فردی: همدلی و مسیولیت اجتماعی.
۳- سازگاری: شامل توان حل مسایل و آگاهی به واقعیت.
۴- مدیریت استرس: شامل کنترل تکانهها و تحمل فشارها.
۵- خلق و خوی: شامل شادکامی و خوش بینی.
همانگونه که از اجزاء هوش هیجانی مشخص میگردد،این مفهوم میتواند زمینه ساز پیشرفت شغلی، رضایت در روابط فردی و… باشد که در این مقاله به ارتباط EQ با پیشرفت تحصیلی در سطوح بالاتر میپردازیم.
در تعیین سهم عوامل مربوط به موفقیت تحصیلی تنها ۲۰% به IQ اختصاص یافته است که این میزان برای دانشجویانی که در مقاطع بالای تحصیلی قرار داشته و رشته تحصیلی خوبی نیز دارند، حتی به مقادیر پایینتری نیز تنزل مییابد. پس نقش عوامل انگیزشی، هیجانی و بین فردی در پیشرفت تحصیلی در این گروه از دانشجویان که همگی از هوش عملکردی بالایی برخوردارند بسیار مهم خواهد بود.
نکته حایز اهمیت دیگر آن است که اصولاً هوش شناختی یا IQ را نمیتوان چندان تغییر داد ولی هوش هیجانی EQ قابل تغییر، اصلاح و ارتقاء میباشد. پس شناخت EQ یک استفاده کاربردی نیز خواهد داشت.
پژوهشهای اخیر نشان داده است که بر خلاف نظر اغلب فلاسفه و روانشناسان شناخت وعاطفه مستقل از یکدیگر نیستند. تجارب عاطفی ما به نحوی با ذخیرهسازی و بازیابی اطلاعات پیرامون ما مربوط است. حالات خلقی ما تاثیر عمیقی بر اطلاعاتی که به ذهن میسپاریم یا مورد توجه قرار میدهیم و شیوهای که به موقعیتهای اجتماعی واکنش نشان میدهیم، دارد در نتیجه به عنوان یک اصل کلی در این دیدگاه میتوان گفت:
عاطفه خوب ——– تفکر خوب
هنگامی که احساس خوبی داریم، دنیا را با عینک خوش بینی میبینیم و بر عکس. عملکرد عاطفی بر کارکرد عصبی- روانشناختی فرد نیز تاثیر میگذارد. وقتی خوش خلق هستیم، خاطرات خوب را به یاد میآوریم و وقتی افسرده هستیم خاطرات بد اتوماتیکوار به ذهن وارد میشوند.
هر چقدر هوش عاطفی فردی بالاتر باشد، به نقش و تاثیر عواطف بر کنشها و رفتارهایش آگاهتر است و سعی میکند متناسب با موقعیت بهترین عاطفه را در خود ایجاد کند تا بهترین نوع تفکر و حل مسیله را انجام دهد. فردی که EQ بالا دارد میداند که چگونه تاثیر منفی هیجانات را بر تفکر خود اصلاح نماید.
امروزه بین یادگیری، امتحان دادن و نمره گرفتن با آنچه که لازمه زندگی مدرن و روابط پیچیده بین فردی کنونی است، تفاوت زیادی قایل شدهاند. همه ما انسانهایی را میشناسیم که در ظاهر از تحصیلات بالایی برخوردارند و نمرات درخشانی گرفتهاند ولی در عمل و صحنه اجتماع ومسیولیت، بسیار شکننده و دارای زندگی نه چندان خوب و حتی گاه بسیار ملالت بار هستند. واقعیت هوش هیجانی و مولفههای آن در این زمینه نیز میتواند پاسخگوی بسیاری از چراها باشد، مثل اینکه چرا یک مهندس تحصیل کرده نمیتواند با همسر خود زندگی شادمانهای داشته باشد؟ چرا یک شاگرد اول دانشگاه نمیتواند در کنکور کارشناسی ارشد موفق شود؟
هوش هیجانی به عنوان یک پدیده مورد توجه نه تنها حاوی جنبه تیوریک روانشناختی است، بلکه در میدان عمل با ارتقاء آن میتوان برای بسیاری از مشکلات نهفته زندگی پاسخهای مناسبی یافت. امروزه مقالات، کتابها وگارگاههای آموزشی متعددی در رابطه با EQ تدوین میگردند که همگی تلاشی است بر نشان دادن راهکارهای نو در مقابله با مشکلات فردی و بین فردی در جوامع پیچیده کنونی
انواع هوش
هوش چیزی است که ارزیابی و اندازه گیری آن کار ساده ای نیست چون انواع بسیار متفاوتی دارد. در سال 1983، دکتر هاوارد گاردنر استاد دانشگاه هاروارد، مفهوم جامع تری از هوش ارائه داد و آن را چند-هوشی نامید. تئوری او با نظریات سنتی در این رابطه که می گفتند "آیا می توانید وقایع را به خاطر بسپاری، ریاضیات انجام دهی، منطقی فکر کنی و جمله های صحیح بنویسی؟" کاملاً مغایر بود. و دیدگاهی بسیار جامع تر برای قضاوت در مورد هوش افراد داشت.
طبقه بندی اولیه شامل 7 دسته بود که هر کدام بخش های متفاوتی از هوش را شامل می شد:
نکاتی که باید به خاطر داشته باشید
یکی از اصلی ترین قانون های تعیین هوش افراد این است که هیچ گاه فکر نکنیم آموزش و تحصیلات با هوش و قوه ی ادراک یکسان است. حتماً باید تا به حال برخورد کرده باشید که هر فردی با مدرک تحصیلی از بهترین دانشگاه دنیا، فرد باهوشی نیست، و هر فردی هم که نتوانسته حتی تحصیلات دبیرستانی را به پایان برساند خنگ و کم هوش نمی باشد. همانور که نظریه ی چند-هوشی نشان می دهد، هر فردی قابلیت های مختلف دارد و همه یکسان نیستند.
هیچ راه مطمئن و کاملی برای تعیین هوش افراد نیست و نخواهد بود. اما نشانه ها و علائم زیادی هست که با دنبال کردن آنها می توانید نتیجه گیری کلی داشته باشید. اما باید سوالات درست و به درد بخور از فرد بپرسید. در اینجا به مواردی اشاره میکنیم، آنها را به خاطر بسپارید.
سوالات کلی بپرسید، نه سوالات مخصوص و ویژه
همه ی افراد با درصد هوش متوسط می توانند اصول علمی و اعداد و مسائلی از این قبیل را به خاطر بسپارند. سوالات انتزاعی و خیالی دشوارتر هستند.
آیا به نظر می رود که فرد مشغول تکرار آن چیزی است که در روزنامه مطالعه کرده است؟ یا خود واقعاً در مورد این مسائل فکر کرده است؟
بعضی افراد عادت دارند که با استفاده از کلماتی که به ظاهر گیرا و پرابهت هستند خود را بزرگ کنند. اگر استفاده از کلماتشان نابه جا بود، یادداشت بردارید.
به طور مثال استفاده از کلمه ی "پیش گستر" اشاره به این دارد که فرد از جملات کلیشه ای استفاده می کند.
استفاده ی زیاد از جملات کلیشه ای نشانه ی بدی است، اما استفاده از همین کلیشه ها به طرزی نادرست موضوع را بدتر هم می کند.
اگر سوال را درست جواب دهند یا اینکه بگویند نمی دانند خوب است. اما اگر سعی در سفسطه کردن کنند، حواستان باشد.
فقط حافظه ی او را آزمایش نکنید، کمی هم قدرت تعقل آنها را محک بزنید و ببینید که آیا می توانند بعضی از سوال ها را با استدلالات منطقی جواب بدهند.
ببینید می توانند در مورد موضوعات مختلف نظر خود را ابراز کنند یا اینکه فقط قادر به حفظ یکسری اصول علمی هستند.
ببینید در برخورد با دیگران چطور رفتار می کنند.
بیان واضح و کامل موضوعات بسیار بهتر از استفاده از کلمات پیچیده و قلمبه سلمبه ای است که خود فرد هم شاید معنایش را به درستی نداند.
"هر فردی که مبحثی را با توجه به منابع و مراجع دیگر بررسی می کند، از هوش خود استفاده نکرده است، فقط از حافظه اش استفاده می کند."
-لئوناردو داوینچی-
از هوشتان درست استفاده کنید.
تجربه های زیادی نشان داده است که افرادی که در ابتدا کودن و احمق جلوه میکردند، نابغه و افرادی بسیار باهوش بوده اند. به همین دلیل است که این مسائل هیچگاه نباید از روی ظاهر نتیجه گیری شوند.
مترجم: علی فارسینژادهوارد گاردنرمتولد 1943 پنسيلوانيا است. والدينش چون يهودي بودند؛در سال 1938 از هامبورگ به آمريکا مهاجرت کردند.او به دانشگاه هاروارد رفت در رشته حقوق تحصيل کند ، اما خوشبختانه اريک اريکسون معلم او شد و وي را به روانشناسي و علوم اجتماعي علاقه مند کرد و به قول خود گاردنر بر پاي تحقيقات او مهر تاييدزد. وي از جروم برونر و ديويد رايزمن نيز تأثير پذيرفت. در سال 1965 با عنوان دانشجوي ممتاز فارغ التحصيل شد. در 1971 PhD خود را گرفت و با ديويد پرکينز در پروژه زيرو همکار شد و در ضمن به کرسي استادي آموزش در هاروارد رسيد. از مهمترين کارهاي او مي توان به چارچوب هاي ذهن و نظريه هوشهاي چندگانهاشاره کرد.
در حوزه روان شناسي و علوم رفتاري معمولا باور بر اين است که هوش موجوديتي منفرد است که به ارث مي رسد و انسانها مانند لوح سفيدي هستند که هر چيزي را در صورتي که به شيوه اي مناسب ارائه شود، مي توان به آنها آموزش داد. تحقيقات اخير نشان مي دهد که عکس اين مسأله صادق است و هوش هاي چندگانه وجود دارد که کاملا از يکديگر مستقل هستند. گاردنر هوش را "ظرفيتي براي حل مسائل يا تطبيق ساخته ها متناسب با مجموعه فرهنگي " مي داند. گاردنر هفت هوش معرفي مي کند، دو تاي اول در مدرسه به دست مي آيد. سه تاي بعدي مربوط به هنر است و دو تاي پاياني شخصي. در کتاب چارچوب هاي ذهن گاردنر با هوش هاي شخصي به عنوان يک کل برخورد مي کند؛ چرا که بسيار به هم نزديکند و هماهنگ عمل مي کنند. افراد ترکيب يگانه اي از هوش ها دارند و اين هوش ها بدون جهت گيري اخلاقي است و مي تواند براي مقاصد خوب يا بد بکار آيد. نظريه گاردنر در روان شناسي جايگاه معتبري به دست نياورده است ولي به شدت مورد توجه معلمان قرار گرفته است. در اصل اين تئوري، هفت روش تدريس به جاي يکي را امکان پذير مي کند؛ يعني مي توان ذهن را در زمينه اي که آماده است، تحريک کرد و با شيوه اي که مورد علاقه دانش آموز است پيش رفت. توصيه هاي گاردنر: "معلمان بايد توجه خود را به همه هوش ها معطوف کنند." "بايد آموزش و اخلاقيات را به يکديگر گره زد." آثار گاردنر: His first major book, The Shattered Mind appeared in 1975 Frames of Mind (1983) The Unschooled Mind Intelligence Reframed The Disciplined Mind با توجه به نظرات هوارد گارنر ،هوشهاي چندگانه هفت راه مختلف براي نشان دادن قابليت فکري هستند.
انواع هوش چندگانه کدامند؟
هوش ديداري / فضايي اين نوع هوش توانايي درک پديده هاي بصري است. يادگيرنده هاي داراي اين نوع هوش ، گرايش دارند که با تصاوير فکر کنند و براي به دست آوردن اطلاعات نياز دارند يک تصوير ذهني واضح ايجاد کنند. آنها از نگاه کردن به نقشه ها، نمودارها، تصاوير، ويديو و فيلم خوششان مي آيد. مهارت هاي آنها شامل موارد زير است: ساختن پازل، خواندن، نوشتن، درک نمودارها و شکل ها، حس جهت شناسي خوب، طراحي، نقاشي، ساختن استعاره ها و تمثيل هاي تصويري (احتمالا از طريق هنرهاي تجسمي)،دستکاري کردن تصاوير، ساختن، تعمير کردن و طراحي وسايل عملي، تفسير تصاوير ديداري. شغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از: دريانورد،مجسمه ساز، هنرمند تجسمي، مخترع، کاشف، معمار، طراح داخلي، مکانيک، مهندس
هوش کلامي/ زباني اين نوع هوش يعني توانايي استفاده از کلمات و زبان. اين يادگيرنده ها مهارت هاي شنيداري تکامل يافته اي دارند و معمولا سخنوران برجسته اي هستند. آنها به جاي تصاوير، با کلمات فکر مي کنند. مهارت هاي آنها شامل موارد زير مي شود: گوش دادن، حرف زدن، قصه گويي، توضيح دادن، تدريس، استفاده از طنز، درک قالب و معني کلمه ها، يادآوري اطلاعات، قانع کردن ديگران به پذيرفتن نقطه نظر آنها، تحليل کاربرد زبان شغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از: شاعر، روزنامه نگار، نويسنده، معلم، وکيل، سياستمدار، مترجم
هوش منطقي / رياضي هوش منطقي / رياضي يعني توانايي استفاده از استدلال، منطق و اعداد. اين يادگيرنده ها به صورت مفهومي با استفاده از الگوهاي عددي و منطقي فکر مي کنند و از اين طريق بين اطلاعات مختلف رابطه برقرار مي کنند. آنهاا همواره در مورد دنياي اطرافشان کنجکاوند، سوال هاي زيادي مي پرسند و دوست دارند آزمايش کنند. مهارت هاي آنها شامل اين موارد مي شود: مسئله حل کردن، تقسيم بندي و طبقه بندي اطلاعات، کار کردن با مفاهيم انتزاعي براي درک رابطه شان با يکديگر، به کاربرددن زنجيره طولاني از استدلالها براي پيشرفت، انجام آزمايش هاي کنترل شده، سوال وکنجکاوي در پديده هاي طبيعي، انجام محاسبات پيچيده رياضي، کار کردن با شکل هاي هندسي رشته هاي شغلي مورد علاقه آنها عبارتند از : دانشمند، مهندس، برنامه نويس کامپيوتر، پژوهشگر، حسابدار، رياضي دان
هوش بدني/جنبشي اين هوش يعني توانايي کنترل ماهرانه حرکات بدن و استفاده از اشيا. اين يادگيرنده ها خودشان را از طريق حرکت بيان مي کنند. آنها درک خوبي از حس تعادل و هماهنگي دست و چشم دارند (به عنوان مثال در بازي با توپ، يا استفاده از تيرهاي تعادل مهارت دارند)انها از طريق تعامل با فضاي اطرافشان قادر به يادآوري و فرآوري اطلاعات هستند. مهارت هاي آنها شامل اين موارد مي شود: رقص، هماهنگي بدني، ورزش، استفاده از زبان بدن، صنايع دستي، هنرپيشگي، تقليد حرکات، استفاده از دست هايشان براي ساختن يا خلق کردن، ابراز احساسات از طريق بدن شغل هاي مورد علاقه آنها عبارتند از : ورزشکار، معلم تربيت بدني، رقصنده، هنرپيشه، آتش نشان، صنعتگر
هوش موسيقي / ريتميک اين نوع هوش يعني توانايي توليد و درک موسيقي. اين يادگيرنده هاي متمايل به موسيقي با استفاده از صداها، ريتم ها و الگوهاي موسيقي فکر مي کنند. آنها بلافاصله چه با تعريف و چه با انتقاد، به موسيقي عکس العمل نشان مي دهند. خيلي از اين يادگيرنده ها بسيار به صداهاي محيطي (مانند صداي زنگ، صداي جيرجيرک و چکه کردن شيرهاي آب) حساس هستند. مهارت هاي آنها شامل موارد زير مي شود: آواز خواندن ، سوت زدن، نواختن آلات موسيقي، تشخيص الگوهاي آهنگين، آهنگ سازي، به ياد آوردن ملودي ها، درک ساختار و ريتم موسيقي شغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از : موسيقي دان، خواننده، آهنگساز
هوش درون فردي يعني توانايي ارتباط برقرار کردن و فهم ديگران. اين يادگيرنده ها سعي مي کنند چيزها را از نقطه نظر آدم هاي ديگر ببينند تا بفهمند آنها چگونه مي انديشند و احساس مي کنند. آنها معمولا توانايي خارق العا د ه اي در درک احساسات، مقاصد و انگيزه ها دارند. آنها سازمان دهند ه هاس خيلي خوبي هستند، هرچند بعضي وقت ها به دخالت متوسل مي شوند. آنها معمولا سعي مي کنند که در گروه آرامش را برقرار کنند و همکاري را تشويق کنند. آنها هم از مهارت هاي کلامي (مانند حرف زدن) و هم مهارت هاي غيرکلامي (مانند تماس چشمي، زبان بدن) استفاده مي کنند تا کانال هاي ارتباطي با ديگران برقرار کنند. مهارت هاي آنها شامل موارد زير مي شود: ديدن مسائل از نقطه نظر ديگران (نقطه نظر دوگانه)، گوش کردن، همدلي، درک خلق و احساسات ديگران، مشورت، همکاري با گروه، توجه به خلق و خو ، انگيزه ها و نيت هاي مردم، رابطه برقرار کردن چه از طريق کلامي چه غير کلامي، اعتماد سازي، حل و فصل آرام درگيري ها، برقراري روابط مثبت با ديگر مردم شغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از : مشاور، فروشنده، سياست مدار، تاجر
هوش برون فردي (فرا فردي) اين هوش يعني توانايي درک خود و آگاه بودن از حالت دروني خود. اين يادگيرنده ها سعي مي کنند احساسات دروني، روياها، روابط با ديگران و نقاط ضعف و قوت خود را درک کنند. مهارت هاي آنها شامل موارد زير مي شود: تشخيص نقاط ضعف و قوت خود، درک و بررسي خود، آگاهي از احساسات دروني، تمايلات و روياها،ارزيابي الگوهاي فکري خود، باخود استدلال و فکر کردن ، درک نقش خود در روابط با ديگران مسيرهاي شغلي ممکن براي آنها عبارتند از: پژوهشگر، نظريه پرداز، فيلسوف
+ نوشته شده توسط احمد مظفري در جمعه یکم مهر 1384 و ساعت 14:34 |
آرشیو نظرات
سیستم عامل linux دارای مزایای زیادی می باشد كه از جمله آنها می توان به قابلیت ملاحظه و تغییر در متن برنامه ذكر كرد، بدین ترتیب كه كاربر می تواند در صورت دارا بودن دانش فنی لازم متن و نحوه اجرای برنامه را تغییر دهد. سیستم عامل مذكور open source می باشد در حالیكه سیستم عامل رقیب آن یعنی Windows این قابلیت را نداشته و شركت تولید كننده آن متن اصلی برنامه را در انحصار خود نگه داشته است.
سیستم عامل Linux دارای دیوارهای امنیتی متعددی می باشد كه نفوذ غیر مجاز به متن برنامه را غیر ممكن می سازد. در حالیكه سیستم عامل رقیب دارای مشكلات امنیتی فراوانی می باشد به نحوی كه تا كنون ویروسی برای سیستم عامل Linux یافت نشده است در حالیكه تعداد ویروسهای سیستم عامل windows بسیار زیاد بوده و در طی زمان این تعداد در حال افزایش می باشد. لذا لزومی برای برنامه های ویروس یاب برای Linux وجود ندارد.
سرعت بالای سیستم عامل Linux نیز یكی دیگر از مزایای این سیستم می باشد. نوع سرور موجود در سیستم عامل مذكور نیز در كارائی آن موثر است. سرور Apache نیز دارای ویژگیهای منحصر به فردی هست كه باعث افزایش قدرت و كارائی نیز امنیت بیشتر سیستم عامل Linux می شود.